سرمای هوا با سردی بیروح فضا در هم آمیخته بود روشنایی شمع های گوشه و کنار تاریکی و سردی  شبانه گورستان را به فضایی روحانی که خود نه تنها برای تحویل سال که برای تحول دل و روح آدمی نیز کافی بود،مبدل کرده بود. خونوادها یی که پروانه وار بر گرد گور عزیزشان به احیا نشسته بودند و هر ازگاهی نیز شکسته شدن سکوت و آرامش شبانه با  ناله هایی سوزناک و صدای ضعیف گوینده رادیو که مراسم قبل از تحویل سال رو اجرا می کرد.

صورت بر سنگ سرد گذارد و بار سنگین حرفهای ناگفته را بر زمین نهاد...

صدای بلند صلوات از جماعتی که درفاصله نه چندان دور جمع شده بودند یه مفهوم  بیشتر نمی تونست داشته باشه و اون شروع سال جدید بود.

يا مقلب القلوب والابصار
حول حالنا الي احسن حال

 آرام و سبکبار رفت  تا سالی دیگر را آغاز کند....سالی که آغازش بسیار متفاوت بود...