"درد من تنهایی نیست ، بلکه مرگ ملتی است که برایشان گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب ، این حماقت را حکمت می نامند."گاندی"
این جمله را اسطوره ورزش ایران در آخرین مصاحبه اش با سایت گل در انتقاد به عملکرد دولت عنوان کرد.ناصر حجازی مرد شماره یک تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود و ۲ قهرمانی در جام ملتهای آسیا، ۱ قهرمانی در بازیهای آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه داشت. وی بازیکنی محبوب و بر خلاف بسیاری از آنانی که مشهور شدند ،از جنس مردم بود ،به گفته خودش هیچوقت از مردم جدا نبود . وی عامل محبوبیتش را اینگونه عنوان می کند: "...مردم نسبت به من لطف دارند ، ناصر حجازی همواره سعی کرده تا از مردم جدا نباشد ، همیشه با مردم بوده ام و هر چه دارم از خدا و سپس لطف و محبت مردم است.من و امثال من مدیون مردم هستیم.آنها مرا حجازی کردند.اینها شعار نیست یا از روی تظاهر نمی گویم.خوشبختانه همه مرا به صراحت لهجه میشناسند. این که از مردم می گویم حرف دلم است.از اینکه می بینم بعضیها با زدن چند گل یا مورد توجه قرار گرفتن توسط مردم ، از همه طلبکار هستند ، ناراحت می شوم.متاسفانه اینها وقتی توسط همین مردم بزرگ می شوند ادا در می آورند و فراموش می کنند که از کجا و چطور به چنین جایگاههایی رسیده اند .نمی دانندکه فقط مشهور هستند و با این خصوصیات ا خلاقی محبوبیتی بین مردم ندارند."
صراحت بیان یکی از ویژگی های بارز وی بود و با اینکه این خصوصیت ،ارمغانی جز بی مهری بسیاری از بزرگان برایش نداشت اما این مسئله سبب نشد که نگاه منتقدانه اش نسبت به مسائل اجتماعی ،سیاسی و اقتصادی تغییر کند.
پیمانه ی عمر این بزرگ مرد فوتبال ایران در روز ۲ خرداد ۱۳۹۰ لبریز شد و پس از تحمل مدتها رنج ناشی از بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت و در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۰خورشیدی در «قطعه نامآوران» بهشت زهرا به خاک سپرده شد. روحش شاد
شنيدم كه چون قوى زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ، تنها نشيند به موجى
رود گوشه اى دور و تنها بميرد
در آن گوشه، چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد!
گروهى برآنند كاين مرغ شيدا
كجا عاشقى كرد، آنجا بميرد!
شب مرگ، از بيم، آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد!
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويى به صحرا بميرد
چو روزى زآغوش دريا برآمد
شبى هم، در آغوش دريا بميرد
تو درياى من بودى! آغوش وا كن
كه مى خواهد اين قوى زيبا بميرد!