يكي از نكات جالب توجّه در تمام نگاره‌هاي باستاني هخامنشيان اين است كه در هيچ نگاره‌اي انسان برهنه ديده نمي‌شود و اصولاً برهنگي از ديدگاه آنان بسيار زشت و قبيح بوده است.1

1. در دوره‌ي هخامنشي ابتدا لباس مزيّن و دامن‌دار پارسي رواج داشت، امّا پس از مدّت كوتاهي مهجور گرديد. اكثر مورّخين چنين اظهار نظر كرده‌اند كه هخامنشيان پس از آن، لباس مادها را مورد استفاده قرار داده‌اند. در تأييد اين مطلب گزنفون تعريف مي‌كند: «كورش لباس مادي را اقتباس كرد و از خانواده‌اش خواست تا لباس مادي بپوشند. او در اوّلين بار كه از قصر خود بيرون آمده بود، لباس‌هاي مادي به رنگ‌هاي ارغواني، سياه و سرخ پررنگ را به سرداران داد3 و براي ترغيب مردم، به كساني كه جامه‌ي مادي مي‌پوشيدند، امتيازاتي داد.4حُسن اين لباس آن است كه معايب بدن را مي‌پوشاند و اشخاص را بزرگ‌تر و شكيل‌تر مي‌نماياند. كفش‌هاي مادي چنان ترتيب داده شده‌اند كه شخص مي‌توانست در آن چيزهايي بگذارد تا بلندتر بنمايد؛ بي‌آن‌كه كسي ملتفت شود...»

سرپرسي‌سايكس مي‌گويد: «لباس شاه هخامنشي، همان جامه‌ي بلند و باوقار مردم ماد بود كه بر سر تاجي بلند، مشعشع و منحصر به فرد داشت. او هميشه جامه‌ي ايراني بر تن مي‌كرد؛ جامه‌اي از پارچه‌ي ساده و لطيف مستطيل شكل كه طولش در جلو و پشت از گردن تا قوزك پا را مي‌پوشاند، داراي آستين‌هاي دراز و شكافي براي سر بود و پهنايش كمر را دور مي‌زد. اين جامه در دو طرف باز بود و با كمربندي دور كمر نگه داشته مي‌شد. از خصوصيّات اين گونه جامه، چين‌هاي مفصّلي است كه تا مچ پا آويزان مي‌باشد و حاشيه‌هاي آن نيز در جلو و پشت روي هم مي‌افتد. هم‌ چنين دور دهانه‌ي كفش او زركوب بود.» 5

اومستد در كتاب تاريخ شاهنشاهي هخامنشي، درباره‌ي جامه‌ي پرشکوه پارسي کورش مي‌نويسد: «شاه در جامه‌ي شاهانه‌ي بلندِ دامن‌کشان که چين‌دار ميان پاهايش ايستاده بود، با كفش شاهانه به پا و چوب‌دستي شاهانه به دست در حالي که از کاخ براي گردش بيرون مي‌رفت، ديده مي‌شد.»

کنت کورث مي‌نويسد: « تزئينات داريوش سوم بسيار زيبا جلوه مي‌كرد. قباي ارغواني او در وسط با نقره مليله‌دوزي شده بود و رداي او که مي‌درخشيد، به دو پرنده مزيّن بود كه هر دو را از زر بافته بودند. بالاخره از کمربند زرّين او قمه‌اي آويخته که غلافش هم از مرصّع ساخته شده بود.»

 شاهان هخامنشي در هنگام مرگ نيز با البسه‌ي زيبا و گران‌بها همراه مي‌شده‌اند. اومستد در توصيف مراسم خاک‌سپاري کورش مي‌نويسد: «جسد کورش را در تابوتي زرّين گذاشتند. سندس و کتان دوخت بابل، شلوارهاي مادي، جامه‌هاي آبي و ارغواني و لباس‌هاي گل‌دار بابلي، همه را روي هم چيده بودند تا پادشاهِ تازه درگذشته با شکوه به جهان نياکان آريايي‌اش درآيد.»1

استرابون چنين مي‌گويد: «لباس رؤسا عبارت از زير‌شلواري سه قسمتي و لباس زير سفيد است. لباس رو نيز از رنگ‌هاي گوناگون- جامه‌ي تابستاني ارغواني يا بنفش است و جامه‌ي زمستاني از رنگ‌هاي مختلف- مي‌باشد..»2

راولينسون مي‌نويسد: «شاه مي‌بايست چنان لباسي برتن داشته‌باشد كه از هر فاصله و در هر نوري متمايز و معلوم باشد. آن‌چه بيش از هر چيز وي را مشخّص مي‌داشت، كلاهش بود كه رنگ و شكل آن جلب توجّه فراوان مي‌كرد و تحسين برانگيز بود.»

ملكه‌ي هخامنشي تاج مرصّعي برسرداشت و كنگره‌هاي متعدّد تاجش با نماد كوه گرد سرش را مي‌پوشاند. روي اين تاج پارچه‌ي نازكي قرار مي‌دادند كه تا پشت زانوهايش مي‌رسيد.3

سربازان گارد جاويدان نقش شده در آجرهاي لعاب‌دار شوش، سرهاي برهنه داشته‌، موهايشان را با نوارهاي تابيده‌ي سبز رنگ مي‌بسته‌اند و يك لباس پركار كه از گردن تا مچ پاي آنها را مي‌پوشانده است، به تن داشته‌اند.4

هرودوت مي‌گويد كه بانوان دوره‌ي هخامنشي از لباس مردان استفاده مي‌كرده‌اند كه اين نظر را دو نقش مهم تأييد مي‌كند:

از پازيريك سيبري، فرشي از عهد هخامنشي به دست آمده و روي آن زن‌هايي نقش شده‌است كه لباس پرچين مردان هخامنشي را پوشيده‌اند و چادري كوتاه و نازك با دامن كوتاه و نيم‌گرد بر سر دارند. آنان كفش‌هايشان نيز مانند كفش مردان است.

هم‌چنين مهري از دوران هخامنشي در دست است كه بانويي را تاج بر سر نشان مي‌دهد كه بر روي يك صندلي نشسته، گيسوان بلندش را به پشت سرش آويخته است و پيراهني از نوع پيراهن پرچين و مجلّل مردان هخامنشي به تن دارد.

به گفته‌ي هرودوت اختلافي كه در لباس بانوان با مردان ديده مي‌شود، فقط در تزئينات پايين و شكل يقه‌ي آن‌هاست كه در برخي زيكزاك مي‌باشد امّا به گفته‌ي ويل‌دورانت اختلاف در گريبان پيراهنشان بود كه شكافي داشت.