زرتشتيان مردمي بودند با سابقه كهن،اينان از گذشته هاي دور  در ايران ساكن بودند .بعد از ورود اسلام

اين گروه   از صحنه سياست واجتماع ايران عقب نشيني كرده و در قالب اقليتي محدود به زندگي

پرداختند . در دوره حاكميت تركان برايران و تسلط  اكثريت سني بر جامعه انان توانستند شيعه را به عقب

ر انده همچنين دين زرتشت راكه پيروان بسيار كمي داشت را نيز كاملا مغلوب سازند.11[1]

 اما بااين وجود اقليتهاي ديني از دوره سلجوقي به بعد جزءاهل ذمه محسوب شده وبا دادن جزيه در

محلهاي مخصوص به خود بدوراز مسلمانان زندگي ميكرده وبراي شناخته شدنشان از مسلمانان ملزم

به غيار بستن بر جامه خود بودند.2در هنگام غلبه مغول،بقاياي انهاهمچنان در مناطقي از ايران ادامه

حيات دادند . اين گروه ديني در حيات مذهبي نقشي فعال نداشتتدوملزم  به پرداخت  جزيه به  حكومت

بودند.3  

با استقرار دولت صفويه  اين بار زرتشتيان در برابر حاكميت شيعه قرار گرفته  در محدوده خويش همچنان

محصور ماندند بااين تفاوت كه آميختگي دين وحكومت وحمايت اين دو نهاد ازيكديگر عرصه را نه تنها بر

اقليت هاكه بربرخي شيعيان مخالف همچون صوفيها تنگ كرد.ظلم تعدي به زرتشتيان و  یهوان   كما

بيش در تمام دوره صفويه اعمال ميشد كه بر حسب سياست مذهبي حكومت شدت وضعف داشت .در

دوره شاه عباس روش مسالمت آميز تري اتخاذ ميشد. در دوره شاه عباس دوم نيز به اين اقليت اجحاف

ميگردد.باآنكه تاورنيه در سفرنامه خود رفتار شاه را با انان مناسب وزندگي زرتشتيان را توام باآزادي

وراحتي مداند 4،امادر همين زمان است كه شاه گبران را از محله خود گبر اباد در اخراج ميكندودر ان جا

براي خود تفرجگاهي بناميكند1.   در دوره شاه سليمان وشاه سلطان حسين وقدرت يابي علما سخت گيري نسنت به انان شدت بيشتري مي يابد.

بيشترين تعداد زرتشتيان در مناطق كرمان واصفهان و يزد  بودند.آنها در محله هاي مخصوص زندگي مي كردند  زرتشتيان كرمان را نويسنده جهان گشاي خاقان حدود ده هزار نفر ذكر كرده است . 2

سخت گيري نسبت به آنها در شهرهاي مختلف باعث تغييراجباري  مذهب يا كوچ آنها به خارج از مرز هاي شده بود.اما ظاهرا در كرمان انان وضعيت بهيري داشتند واينجارا مكاني امن براي خود ميدانستند تاآنجا كه در زمان زمان شاه سلطان حسين ،بدنبال خرابي اماكن مذهبي وفرمان تغيير مذهب انها توسط شاه  تعدادبسياري از آنها به همراه آتش مقدس به كرمان آمدند.3 بااين وجود جمعيت زياد انهادر شهر دربرخی  موارد مشكلاتي براي انها فراهم ميكرد زيراحضور آنها وانجام اعمال مذهبي باعث حساسيت  علما وسبب بروز حوادثي ميگرديد كه حكومت را مجبور به دخالت ميكرد.4

وضعيت معيشتي زرتشتيان   متفاوت ذكر شده است پيتردلاواله وضعيت اقتصادي آنان را چندان رضايت بخش نمی داند ومينويسد:گبرها داراي خانه هاي محقر بوده وهمه فقيرند.اما اولئارئوس كه در زمان شاه صفي به ايران آمده انهارا عموما ثروتمند ميداند6.زرتشتيان عموما مشاغل كشاورزي ،بنايي،قالي بافي،پارچه بافي رابر عهده داشته كه علاوه بر مالياتهاي شغلي 7به دليل عدم پذيرش اسلام مجبور به دادن جزيه   بودند وشايد همين مسئله باعث ميشد كه برخي از  آنها قدرت مالي خويش راپنهان كنند.ميزان جزيه هر نفراز   اهل ذمه يك مثقال طلا (6/4) ،در امور تجاري نيز ملزم به پرداخت ده درصد ماليات از هرجنس بودند.اين وجوهات سالانه بر حسب مقرربه خزانه اصفهان فرستاده مي شد. دريافت ماليات وجزيه توسط   يك مامور    نو مسلمان انجام ميگرفت كه به وي سركله گير مي گفتند.اين كار بدين سبب انجام مي گرفت كه وي زرتشتيان متمول را مي شناخت واين كار ماليات گيري را راحتر ميكرد.ماموران تحت نظارت يك داروغه كار خود را انجام ميدادند،كه نه داروغه بر نحوه اخذ ماليات نظارت داشت ونه حكومت بر كار داروغه وهمين مسئله  زمینه بر وز نارضايتي هايي را در ميان زرتشتيان فراهم ميكرد.زيرا اينان بدون حساب وبي ضابطه به ماليات گيري اقدام ميكردند .در اواخر دوره صفويه ماموران بر اساس ليست اسامي قديم زرتشتيان كرمان،ميزان جزيه رابراساس 300 هزار نفر محاسبه كرده بود درحاليكه اين تعداد زرتشتي در كرمان وجود نداشت. در سال 1068 ماموران مالياتي از فرستادن وجوه جزيه به خزانه ممانعت و ان رادرتملك خويش گرفته بودند كه اين امر باعث شكايت مجوسيان به شاه مي گردد.جابجايي داروغه هانيزخود مشكل ديگر بود .زيرا در پاره اي موارد داروغه جدید مردم راملزم به پرداخت مجدد جزيه ميكرد باعث آوارگي آنها میشد .در کرمان  هنگامي كه داروغه هاي جديد (صادق جديدالاسلام ورستم ) خواهان گرفتن مبالغ معوقه زرتشتيان شدند مردم با ارائه قبوض پرداختي خويش مدعي شدند كه آنها راپرداخته اند اماماموران بااين گفته كه قبوض ساختگي است ،ادعاي آنها راردكرده واين مسئله باعث مهاجرت بسياري مي گرديد.3 از سويي رفتار توهين آميزماموران با ماليات دهندگان غير مسلمان عرصه را بر آنها تنگتر كرده .در سال 1101ه.ق در پي بي حرمتي يك مامور به يك زن زرتشتي ،زر تشتيان خشمگين نسبت به اين كار اعتراض واو رابه قتل مي رسانند. ظاهرآ  حکام برای رسیدگی به این موارد چندان رغبتی  نداشته است.  بطور منطقي حكومت ميبايست با اين گروه از ماليات دهندگانش به مدارا رفتار ميكرد، زيرا بخشي از خزانه را تامين مي كردند.اما  بااين اقدامات نه تنها  قدرت مالي آنها را كاهش ميداد بلكه در مواردي باعث تمرد آنها وعدم پرداخت ماليات ويا خوداري از فرستادن وجوهاتشان به خزانه حكومتي مي گرديد.


[1]-اشپولر ،تاريخ ايران در قرون نخستين،ترجمه جواد فلا طوري،ج1 ،تهران،علمي وفرهنگي،1377

--اولئارئوس،

- پيتر دلاواله ،ص78.فيگوئرا،

-ريم مير احمدي،دين ومذهب درعصر صفوي،تهران ،اميركبير،1363

-همانجا،صص44-43. باستاني پاريزي،سياست واقتصاد عصر صفوي،