مطبوعات در مبارزه با استبداد رضاخانی(توشیح عقاید)
بطور مثال در دوره نخست وزیری رضاخان ،هنگامی که وی میخواست اعضای کابینه خود را به مجلس معرفی کند نام یکی از وزرای خود را فراموش کرد و مجبور شد پشت تریبون از وزیری دیگر کمک بگیرد.این موضوع را روزنامه ی نسیم صبا در مقاله ای تحت عنوان "توشیح عقاید" اینگونه منتشر نمود:
"توشیح عقاید"
رضای ملت بر این است که قائد ایران حکومت
خان خانی و ملو ک الطوایفی را از دست یک مشت
بیسواد برهاند و مملکت ایران مانند ممالک مهم اروپا
که مقدرات خود را خودشان تعیین می کنند بشود که
وزرای خود را به مسئولیت خود تعیین نموده و رئیس عالی
خود را خود انتخاب کند.هرگاه یک ملتی بواسطه موانع
نتوانست مقدرات خود را با دست خود تعیین ودر قضایا
به مجلس و اراده ی نمایندگان تکیه خود را زنده به عالم
معرفی کند نمی تواند در دنیای امروزه زندگی مستقل
بنماید و وقتی یک ملتی خود را نتوانست زنده بداند
چطور می تواند در پیشگاه دنیای آزاد قرن بیستم خود را
لایق وشایسته درک ترقیات شناسانده محو
ریاست ها وسلطنت های موروثی راخواستگار و در مقابل
جمهور ملل سرافراز شده آسایش خود را چنانچه لازم
است اداره نماید همچنین تسطیح طرق تجارت وسایر
تأمینات لازمه را تدارک کند ولی دست اجنبی
نمیگذارد ناجی ایران و قائد توانای ایرانیان سردار ملت
آزادانه اصلاحات اجرا نماید و آمال ملی را برآورد چه
بنویسیم وچه ننویسیم ملت باید صلاح خود را تشخیص دهد
لذا ما به ملت می گوییم گوش به دسائس اجانب نداده به الفاظ
موشح ولفافه دار بی پرده به ظواهر کلمات ملّون
عقاید ملی را که تلگرافات ایالات شاهد آنست نیالوده از
حقه بازان عوام فریب پرهیز کنند.ما حقایق ساده
را می نویسیم و میگوییم بگذار مرتجعین ما را تکفیر کنند.
بر رسولان پیام باش و بس."
امت پیام اصلی در کلمات ابتدایی بود. اگر کلمات اول این متن را بخوانیم این عبارات مستفاد می شود:
"رضاخان بیسواد که وزرای خود را نتوانست به مجلس معرفی بنماید چطور
لایق ریاست جمهور است؛ تأمینات نمی گذارد آزادانه بنویسیم لذا موشح
عقاید ملی حقه بازان را می نویسیم و می گوییم بگذار مرتجعین ما را تکفیر
کنند." (منبع تاریخ بیست ساله ایران.مکی)