در ماه رمضان اداره‌هاي دولتي به جاي روز، شب كار مي‌كردند. بساط افطار در دربار گسترده مي‌شد. سپس شاه [ناصرالدين شاه] نيز به كارها رسيدگي مي‌كرد [و] وزيران را به حضور مي‌پذيرفت. در اندرون، مجلس مفصل براي وعظ و نماز تشكيل مي‌يافت. ميان تالار طنبي كه شرح آن گذشت؛ پرده زنبوري مي‌كشيدند. آن‌سوي پرده، منبري نهاده و ترتيب مهرابي [؟محرابي] مي‌دادند و شيخ سيف‌الدين برادر شيخ‌الرئيس كه از شهزادگان و به لباس اهل علم درآمده بود؛ به نماز مي‌ايستاد و اين‌سوي پرده زنبوري، بانوان صف آراسته؛ اقتدا مي‌كردند. پس از نماز شيخ مزبور به منبر مي‌رفت و خانم‌ها از پس پرده، سئوال‌هاي مذهبي مطرح مي‌كردند. آن مرحوم كه در حركت دادن سر و دست و ابرو، ماهرتر از بيان و تقرير بود؛ جواب‌هايي مي‌داد كه كمابيش چيزي از آن مفهوم نمي‌شد و مقارن غروب، مجلس پايان مي‌يافت. شب‌ها زن‌هاي سالخورده‌ي شاه در منزل يكديگر محفلي تماشايي براي مقابله‌ي قرآن و طرح مسائل شرعي برپا مي‌ساختند و شيخ‌الدوله قاري نابينا، اصلاح قرائت و حل مسائل مي‌كرد. زن‌هاي به‌اصطلاح عاقله، پس از اداي مختصر آدابي، به‌دور هم گردآمده؛ پيچاز بازي مي‌كردند و بانوان جوان پس از افطار و نماز تا سحرگاه به صحبت‌هاي مناسب سنّ و شوخي و خنده مي‌گذراندند. در 3 شب احياء، اهل اندرون در تالار طنبي نماز قضا به‌جا آورده و قرآن
سر مي‌گرفتند و نيز الغوث كه يكي از اعمال مخصوص شب‌هاي مزبور است خوانده و هر بندي از آن را به شيشه گلاب يا چند شاخه نبات و حب قند مي‌دميدند.

(یادداشتهايي از زندگاني خصوصي ناصرالدين شاه)